سلام؛چه عجب از این طرفا؛خوشومدین؛فداتون بشه یه بنده خدایی که نمیشناسمش؛خلاصه سرتون رو به درد نیارم؛تو وبلاگ بهتون خوش بگذره؛راستی نظر یادتون نره_
باسلام
![]()
![]()
![]()
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
و در پایان یادی کنم از
گوته
"ما با آنچه که عاشقش هستیم شکل میگیریم "
عاشقانه زندگی کنید
![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: hojat0098
من دلم می خواهدخانه ای داشته باشم پردوست.کنج هردیوارش دوستهایم بنشینندآرام،گل بگو،گل بشنو. هرکسی می خواهدواردخانه پرعشق وصفایم گردد،یک سبدبوی گل سرخ به من هدیه کند.شرط واردگشتن،شست وشوی دلهاست.شرط آن داشتن دل بی رنگ وریاست.بردرش برگ گلی می کوبم، روی آن باقلم سبزبهار،می نویسم ای یارخانه مااینجاست.تاکه سهراب نپرسددیگر خانه دوست کجاست؟!
برچسب:
نویسنده: hojat0098
تقدیم به شما " استادان ارجمندم " که صمیمانه دوستتان دارم:
گرگ هار
گرگ هاري شده ام
هرزه پوي و دله دو
شب درين دشت زمستان زده ي بي همه چيز
مي دوم ، برده ز هر باد گرو
چشمهايم چو دو كانون شرار
صف تاريكي شب را شكند
همه بي رحمي و فرمان فرار
گرگ هاري شده ام، خون مرا ظلمت زهر
كرده چون شعله ي چشم تو سياه
تو چه آسوده و بي باك خزامي به برم
آه ، مي ترسم ، آه
آه ، مي ترسم از آن لحظه ي پر لذت و شوق
كه تو خود را نگري
مانده نوميد ز هر گونه دفاع
زير چنگ خشن وحشي و خونخوار مني
پوپكم ! آهوكم
چه نشستي غافل
كز گزندم نرهي، گرچه پرستار مني
پس ازين دره ي ژرف
جاي خميازه ي جاويد شده ي غار سياه
پشت آن قله ي پوشيده ز برف
نيست چيزي، خبري
ور تو را گفتم چيز دگري هست ، نبود
جز فريب دگري
من ازين غفلت معصوم تو ، اي شعله ي پاك
بيشتر سوزم و دندان به جگر مي فشرم
منشين با من ، با من منشين
تو چه داني كه چه افسونگر و بي پا و سرم ؟
تو چه داني كه پس هر نگه ساده ي من
چه جنوني، چه نيازي، چه غمي ست ؟
يا نگاه تو ، كه پر عصمت و ناز
بر من افتد ، چه عذاب و ستمي ست
در دم اين نيست ولي
در دم اين است كه من بي تو دگر
از جهان دورم و بي خويشتنم
پوپكم ! آهوكم
تا جنون فاصله اي نيست از اينجا كه منم
مگرم سوي تو راهي باشد
چون فروغ نگهت
ورنه ديگر به چه كار آيم من
بي تو ؟ چون مرده ي چشم سيهت
منشين اما با من ، منشين
تكيه بر من مكن ، اي پرده ي طناز حرير
كه شراري شده ام
پوپكم ! آهوكم
گرگ هاري شده ام
برچسب:
نویسنده: hojat0098
تقدیم به استاد عزیز و گرانقدرم استاد اسمعیل خانی
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانمپشت هيچستان چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي آيد
آدم اينجا تنهاست
و در اين تنهايي سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگرمي آييد
نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من

برچسب:
نویسنده: hojat0098
زندگي خالي نيست: مهرباني هست، سيب هست، ايمانهست. آري تا شقايق هست، زندگي بايد كرد

شب آرامی بود
میروم در ایوان،
تابپرسم از خود
برچسب:
نویسنده: hojat0098
آغاز سال
7034 میترائی و 3750 زرتشتی برابر با 1391 هجری
بر تمام هموطنان ایرانی و خانواده عزیزشان
خجسته باد
به امید سرافرازی وطنمان ایران و به یاد دوستان از دست رفته که همیشه در قلبمان جای دارند. ای هموطن از هر کجای این دنیا که باشی دوستت دارم و بهترینهارا برایت آرزومندم به امید روزی که جشن آزادی را در گوشه و کنار خاک ایران زمین بر پا کنیم. جاوید ایران و ایرانی .. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز و خجسته.

سال نو آمد ای سپاس
جـــان ما آسوده دار و شـــــادمان
هم خـِرَد افزای و هم مهر و توان
روز نــــو، امـّــید نو بر دل نشـــان
گشت گرداگرد مهر تابناک ایران زمین
روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان ای تو گردانندهی مهر و سپر
بر ترینش کن برایم این زمان و این زمین
برچسب:
نویسنده: hojat0098

چند سالی استكه جوانان ایرانی روزی را گرامی میدارند به نام روز ولنتاین (والنتاین یا Valentine) و در این روز اقدام به ارائه هدیه ولنتاینبه كسانی كه دوستشان دارند میكنند ، غافل از اینكه تاریخچه روز عشق ایرانی بسیارقدیمی تر از ولنتاین است. روز والنتین یا والنتاین یا ولنتاین، (روز عشاق و یا روزعشقورزی) عیدی در روز 14 فوریه (۲۵ بهمن ماه و بعضی سالها ۲۶ بهمن ماه) و دربرخی فرهنگها روز ابراز عشق است. تاریخچه کامل و دقیق والنتاین در دست نیست و دراین مورد حكایات متعددی نقل شده است؛ اما آنچه از پیشینه این روز میدانیم باافسانه درآمیخته است. پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش بازمیگردد،در حالی كه رسمی بسیار قدیمتر و با شکوهتر با نام «سپندارمذگان» یا «سپندارمذ» یا اسفندگان از بیشاز پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و میتوان گفت، ولنتاین کپیبرداریشده این جشن باستانی ایرانی است. البته برخی نیز شیرین كاری كرده اند و از 14فوریه تا 5 اسفند را دهه عشق نامیده گرامی میدارند! (پنجم اسفند بر مبناي تقويم باستاني ايران زمين برابر با 29 بهمن بر مبناي تقويم كنوني)
هنوز نیز دربرخی از گوشههای ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه مرکز وغرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار میشود، در این روز، بانوانلباس و کفش نو میپوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بودهاند ودر زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده، تشویق میشوند و ازمردهای خود پیشکشهایی دریافت میکنند. آنها در این روز از کارهای همیشگی خود درخانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران، وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده میگیرند.اینجشن را با نامهای جشن برزیگران هم نامیدهاند.در روز اسپندگان چند جشن با مناسکیبهخصوص برگزار میشدهاست. نخستین آنان جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که ویژهزنان بود. در این روز مردان برای زنان هدیه میخریدند و از آنان قدردانی میکردند.امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسپندگان قدردانی از زنان است.
"سپندارمذ" لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمیننماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق میورزد.
"سپندارمذگان" جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنارهم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیهمیدادند.
مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند.
جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.
بیایید
همه ساله به جای ولنتاین
در 25 بهمن ماه
سپندارمذگانرا در29بهمن را
جشنبگیریم
و به نشانهعاشقی این روز را برای عشقمان
شیرین سازیم.
سپندارمذگان روزمهر و مهرورزی ، روز مهر به زن ، زمین و ایران.
برچسب:
نویسنده: hojat0098

بگویید بر گورم بنویسند
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
وخلاصه بنویسید
زنده بودن را برای زندگی کردن دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن
روحش شاد و یادش گرامی
برچسب:
نویسنده: hojat0098
زیر این گنبد کبود
عشقی بالا تر ازتو نبود
عشقی که هرگز از یادم نمیره
بلکه تو دلم پر رنگ ترم میشه
میمونه و میکوبه تو قلبم همیشه
وقتی نزدیکم میشی تو کم کم
وقتی تو چشات میشینه شبنم
دلم میخواد بیاد زیر پات
میخوام بمیرم جلوی اون نگات
چه زیباست اون لحظه ها که خیره میشم تو نگات
واسه من بهترین لذت هاست
چه زیباست گفتن از تو سخن

روزایی که بودیم باهم

برچسب:
نویسنده: hojat0098

برچسب:
نویسنده: hojat0098
برچسب:
نویسنده: hojat0098
آسمـــــون میبـــــاره , حتـــی یه لحظــه آروم نداره
چـــرا بین دلـامون دیــــواره؟
یه لحظـــــــــه... نگام کــــــــن...
شاید چشام منو یادت بیــاره
دیگه نمونده واسم راه چــاره 
به یاد تــــو میبـــــارم
بی تو دارم میسوزم تو تنهایـــــــــــــــــــــــــی
چه رسمــــه , رسمـه زمونــــــــــــــــــه
هستیه من تو هستــی
به یاد تو میبــــــــارم
ببینمت بعد میـــرم
برچسب:
نویسنده: hojat0098
عشق زیباست اما غم دارد
عشق زیباست اما دل را می سوزاند
عشق زیباست اما نفسهای خسته ، دیگر تاب تحمل غمش را ندارد
عشق زیباست اما دیوانگی هم عالمی دارد
عشق تار و پود شکسته قلب را جلا می دهد
عشق قلب بیقراری را طوفانی می کند
عشق تنها امید قلب یک عاشق است
عشق مقامی بس عظیم و والا دارد
عشق معنای تمام زندگی یک عاشق است
عشق دل را بیقرار می کند و چشم را گریان
چشم هایی که برای عشق ، اشک می ریزند ، بسیار مقدس هستند
عشق صدای تیک تاک قلب عاشق است
قلبی که هر لحظه احساس می کند در حال خاموش شدن است
عشق صدای نبض زندگی است
زندگی و دار و ندار یک عاشق ، در عشقش خلاصه می شود
ای کاش معنای واقعی عشق را درک می کردیم
ای کاش هر لحظه ای با عشق نفس می کشیدیم
ای کاش فاصله ها را با رنگ زیبای عشق ، زیباتر می دیدیم
ای کاش عشقی وجود داشت که هیچگاه از بین نمی رفت
ای کاش تمام عشقهایمان جاودان بود و زیبا
ای کاش زیبایی و پاکی عشق را درک می کردیم
عشق زیباست به زیبایی و پاکی یک نگاه ساده
عشق مقدس است به تقدس یک قلب عاشق و شیدا
عشق تکان دهنده است حتی اگر یک عشق خیالی باشد
و عشق صدای فاصله هاست
حتی اگر سکوتی بس عظیم در آن نهفته باشد
عشق زیباست حتی اگر تنها یادگار از عشق ، حسرت جدایی باشد
عشق دوست داشتنی است حتی اگر زیر بار غم عشق ، شکسته شویم
عشق مقدس است حتی اگر رویایی بیش نباشد
ای کاش می شد حرف یک عاشق رااز نگاهش خواند
و صدای قلب بیقرارش را شنید
عشق را دوست دارم حتی اگر عاشق بودنم جرمی بیش نباشد
و عشق صدای فاصله هاست

برچسب:
نویسنده: hojat0098

بدو ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: hojat0098
اتل متل توتوله این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه
چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره
دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی!
همه رو من حریفم میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری میام به خواستگاری!
برچسب:
نویسنده: hojat0098
من یه شکلات گذاشتم توی دستش..اونم یه شکلات گذاشت توی دستم
.من بچه بودم...اونم بچه بود
.سرمو بالا کردم ..سرشو بالا کرد
دید که منو میشناسه.خندیدم گفت: دوستیم؟
...گفتم: دوست دوست
گفت: تا کجا؟
!گفتم: دوستی که تا نداره
!گفت :تا مرگ
!!!خندیدم و گفتم: تا نداره
!!!!گفت: باشه! تا پس از مرگ
!گفتم: نه! تا نداره
گفت: قبول! تا اونجاییکه همه دوباره زنده میشن..یعنی تا زندگی بعد از مرگ باز هم با هم دوستیم..تا بهشت..تا جهنم..تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم
خندیدم . گفتم: تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بذار! اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا! اما من اصلا تا نمیذارم!
!!! دوستی تا نداره
نگام کرد..نگاش کردم. باور نمیکرد..
میدونستم... اون میخواست حتما دوستیمون تا داشته باشه. دوستی بدون تا رو نمیفهمید
.گفت :بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم
.گفتم: باشه. تو بذار
گفت: شکلات! هر بار که همدیگر رو می بینیم یه شکلات مال تو ..یکی مال من! باشه؟
!گفتم: باشه
هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش اونم یه شکلات توی دست من. باز همدیگه رو نگاه میکردیم..یعنی که دوستیم! دوست دوست
من تندی شکلاتم رو باز میکردم و میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو میخوردم.
میگفت ای شکمو! تو دوست شکمویی هستی! و شکلاتش رو میذاشت توی صندوق کوچولوی قشنگ.
میگفتم بخورش! میگفت نه! تموم میشه!میخوام تموم نشه! میخوام برای همیشه بمونه.
صندوقش پر از شکلات شده بود و هیچ کدومش رو نمیخورد.من همش رو خورده بودم. گفتم اگه یه روز شکلاتهاتو مورچه ها بخورن یا کرمها..اون وقت چی کار میکنی؟ گفت مواظبشون هستم. میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعیکه دوست هستیم...و من شکلات و میذاشتم توی دهنم و میگفتم نه! نه! تا نداره!! دوستی که تا نداره!
یه سال..دو سال..چهار سال..هفت سال...ده سال..بیست سال...شده که گذشته.
حالا اون بزرگ شده و منم بزرگ شدم. من همه ی شکلاتهای خودم و خوردم..اون اما همه ی شکلاتهاشو نگه داشته.
حالا اومده امشب که خدافظی کنه. میخواد بره.. بره اون دور دورا...میگه میرم اما زود برمیگردم! من میدونم ..میره و برنمیگرده...
یادش رفت شکلات رو به من بده. من اما یادم نرفت. یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم این برای خوردن..یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش گفتم اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچولوت! یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش! هر دو تا رو خورد! خندیدم..
میدونستم دوستی من تا نداره...
میدونستم دوستی اون تا داره.. مثل همیشه!
خوب شد همه ی شکلاتهام رو خورده ام ...اما اون هیچکدومش رو نخورد..
حالا موندم که با یه صندوق پر از شکلات نخورده چی میخواد بکنه؟؟؟

برچسب:
نویسنده: hojat0098
شاپرک بالت شکسته پر پرواز تو بسته می بینم غم توی چشمات چه غریبونه نشسته شاپرک خوابه قناری چه جوری دووم میاری گلا پژمرده و زردن تو عجب طاقتی داری شاپرک دردت به جونم تورو از خودم میدونم بذار یه شعری که گفتم واسه دلت بخونم شاپرک دل توی سینه ساعت ها تنها می شینه وقتی شب می رسه از راه خواب پروازو می بینه واسه زخمات یه دوا نیس دلم از دلت جدا نیس توی این غربت جونگیر یه نگاه اشنا نیس هر جا که می ری خزونه غروبه دل نگرونه آفتابش جونی نداره اما شب اینجا می مونه نمی دونم مثه بارون رو کودوم شونه ببارم روی شاخه ها تو غربت شاپرک من تورو دارم


برچسب:
نویسنده: hojat0098
برچسب:
نویسنده: hojat0098
برچسب:
نویسنده: hojat0098
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه
واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز
این کله پوکو میگیرم بالا
و از بی سیگاری میزنم زیر آواز
و اینقدر میخونم
تا این گلوی وا مونده وا بمونه....
تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی
که عمو بارون رو طاقش
عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته
............حسین پناهی
برچسب:
نویسنده: hojat0098
همه چی با یه توده برف نه ببخشید یه زنگ شروع شد !!!!
برچسب:
نویسنده: hojat0098
بالا رفتیم ماست بود ....
پایین اومدیم دوغ بود .....
قصه ی غصه های ما راست بود .......
حالا من و فرزان بازم با همیم .............و بازهم دستامون تو دست همدیگست ....
نمیدونم میشه گفت قشنگه یا نه ولی میدونم خیلی جاها قشنگه و زشت و اونی میشن که ما میبینم
یعنی اگه فرزان و زشت میدیدم زشت میشد و اگه ......
ولی هنوز!!!! هنوز !!!!! از خوردن یه قهوه داغ تو کافه آوانسن در کنار تو لذت میبرم
و هنوز !!!!!! هنوز!!!!! تو دوست داری من مادر بچه ات بشم ............................
دوستت دارم خداجون ...
برچسب:
نویسنده: hojat0098
بازی در نیار ..دلم ازت پره ....بازی درنیار ...
دلم رو پس بیار ...زخمی که زدی مونده یادگار .....دیگه خسته شدم از بهونه هات ...
مثه قفس شده برام رنگه نگات .....این آخر کار بازی درنیار .....
از تو خسته ام...دل شکسته ام... سهم من از چشات شده غصه و غم .....
دیگه با تو بدم ...قیدت رو زدم .....
من بد شدن و مثه تو بلدم .....
خیلی فک کردم ...... دیگه باورت ندارم ....هیچ حرفتو باور نمی کنم ..... خیلی سخته ....
چه قدر داشتنت خوب بود ... ولی بود ! ......
به کاری که میکنم ایمان دارم .....میبینی ؟؟؟؟ به جای اینکه تو رو باور داشته باشم ...نداشتنو باور دارم
ای کاش بد نمیشدی ....با زندگیم بد بازی کردی ....
خیانت؟؟؟....
خدایا اگرتنها ترین تنها شوم باز با منی![]()
برچسب:
نویسنده: hojat0098
واسه عاشقی دیگه خیلی دیر شده ...............
خسته شده بودم ازون همه نگاه های غریب ....حالا میگی عشقتم ؟؟؟؟
همین ؟؟؟؟!!!!!
حالا که به زمان جدایی از طریق شناسنامه نزدیک و نزدیک تر میشیم ..آروم ترم ....
باورم نمیشه سختی هام میخواد تموم شه
من تو رو با همه خیانت هات و دروغات تنها میزارم .....
.....یا میخورم به پاییز یا می رسم به بهارم .....
برچسب:
نویسنده: hojat0098

واسه من گل نفرست دیگه دوست ندارم
نمی خوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
میدونی میون ما هر چی بود گذشت ورفت
اون بهار اشنایی خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده ی این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم میپرسم ایا تو رو میبینم دوباره
میپیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی اره
خنده های تو فریب گریه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من یه چراغ بی فروغ
دیگه از دوست دارم حرفی نزن
اخه عشقی نیست میون تو و من
منو تو بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
همه چی و خراب کرد ..... همه چیو .....
برچسب:
نویسنده: hojat0098

زمان؟؟؟؟!!!
اعتماد ؟؟؟؟!!!!
خیانت !!!!!!!!!!!!!!
یادش به خیر یا شایدم نه بخیر چند سال پیشا خدا خدا میکردم همونی که نمیخوام اسمشو بیارم
زودتر بیاد ....و الان خدا خدا میکنم اون زودتر از زندگی ام بره ...........
چقدر بهش التماس کردم مه برگرده ...زهی خیال باطل که غرورم و دارم واسه کسی میشکنم که منو
تو قلبش و ذهنش کشته .......
تیک تیک !! تیک تیک !!!
زمان ؟ ساعت ؟ چیو تو سرم میکوبونی ؟؟؟؟ خودم میدونم .....آره میدونم ....
عاشق بودم ...کاری کرد که دیگه نباشم .... می خواستم مادر شم ...همه چیو تو من کشت .......
تیک تیک!!!! تیک تیک !!!!
خدایا ...خدایا...چرا عشق واقعی رو تجربه نکردم .....
برچسب:
نویسنده: hojat0098
روزی که عروسیم بود ۱۰/۱/۱۳۸۶ با پسری که از دار دنیا یه دل پاک داشت....فکر کردم پاک نگهش
میداره ...ولی نشد ...نخواست...نشد؟؟؟...نتونست !!! نمیدونم ....اما اون روز بارونی من مثله این دختر
کوچولو خوشحال بودم و فکر میکردم چی کار کنم زندگیم خوب باشه همیشه .......با چه ذوقی رفتم
آرایشگاه.....خدایا شکرت .....ولی خیلی خوشحال بودم ....بیست و دو سالم بود اما دلم مثله یه
بچه شاد بود .... شاد با ....اون ....همون پسر که دل پاک داشت ....همون که قول دادم اسمشو نیارم ...
خدایا !!! شکرت به خاطر همه کارات ...اگه الان حکمت تو رو نمیفهمم منو ببخش ....اما ازت خواهش
میکنم ...خواهش میکنم ....تقاصه همه اون خیانتا و بی صداقتیاشو بگیره ....خدایا!!!!!!!! تنهام نزار !!
خب چه حرفی زدم تو هیچکی و تنها نمیزاری ....
برچسب:
نویسنده: hojat0098